أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

203

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

مدح شاه عالم‌پناه خوانده و سوسن آزاد شرح خط بندگى آن حضرت بر زبان رانده . مثنوى [ 256 ] چمن تازه و سبزه خرم همه * چو دل‌هاى احباب بىغم همه در آن بزم خطمى چو رندان مست * قدح‌هاى مى ماند پهلوى دست ز سبزه چمن فرش ديبا فكند * سمن خرده خويش در پا فكند صبا خاطر سبزه [ شست ] از غبار * هوا در عوض كرد شبنم نثار نواى نى و لحن خنياگرى * شد از بزم ناهيد تا مشترى مه عشرت‌آيين شه كامران * پى عيش همدست رطل گران اميران لشكر سران سپاه * در آن دور چون هاله بر گرد ماه و چون غازيان يك‌چند پاى عشرت در دامن الوند پيچيدند و خود را به هم‌پايى بر عيش مقيم آن منزل دلپسند ديدند ، قاصدى از حدود شيراز به عزّ آستانه‌بوسى سرافراز گشته عرض كرد كه نامراد كه ربقهء مقصود از دست داد ، روى توجّه به جانب فارس نهاد و حالا در خطّهء بااعزاز شيراز است . و چون نخل خزان‌ديده از بيم صرصر توجّه لشكر نصرت‌طراز در اهتزاز رأى جهانگير به يارى حسن تدبير بر آن قرار يافت كه ، چون شكسته لشكر حشرات اثر مخالف حدود رستمدار را مهرب و مفرّ ساخته خود را در آن ديار انداخته‌اند و به استظهار حسين كيا كه كياى آن سرزمين است بار ديگر در مقام خلاف سرافراخته لايق آن است كه يكى از امراى عظام جمعى از لشكر غزا سرانجام بهرام انتقام را سركرده روى عزيمت به جانب رستمدار آرد و همّت بر قلع و قمع بنيان انديشهء آن فرقهء [ 257 ] اضلال و ادبار گمارد . بنابرآن الياس بيك ايغود اوغلى را با فوجى عظيم از لشكر قيامت بيم به آن جانب فرستاده رايات نصرت‌نشان عازم اصفهان گشت . مثنوى به تاييد دولت شه دين‌پناه * روان گشت چون ماه انجم سپاه ز الوند شد جانب اصفهان * سياهى لشكر جهان تا جهان كشيده به آهنگ نخجير صف * ز آهن بنايى روان هر طرف